سلام
دلم مي خواهد براي نوشتن امنيت رواني داشته باشم. دلم مي خواهد قلمم سانسور نشود. صفحه اي كه رويش مي نويسم جايي است كه بدون نقاب حضور دارم. نقابهاي هزار لايه روزمره را كنار مي گذارم و حروف را كنار هم مي چينم و طرحي از خودم مي زنم. اگر اينطور نباشد اگر تصوير مخدوشي از خود ببافم به زودي زماني خواهد رسيد كه ديگر خودم را نمي شناسم. نمي خواهم خودم را از ياد ببرم. در اين آدرس به خودسانسوري رسيدم و من از نوشتن اين را نمي خواستم. حتي ممكن است خيلي ها رو از دست بدم اما از دست نرفتن خودم مهمتر بود. شايد روزي ديگر جايي ديگر همديگر را يافتيم. اگر دوستيهايمان براي هم باشد حتما هم را خواهيم يافت. دنيا با همه وسعتش جاي كوچكي است.
دلم مي خواهد براي نوشتن امنيت رواني داشته باشم. دلم مي خواهد قلمم سانسور نشود. صفحه اي كه رويش مي نويسم جايي است كه بدون نقاب حضور دارم. نقابهاي هزار لايه روزمره را كنار مي گذارم و حروف را كنار هم مي چينم و طرحي از خودم مي زنم. اگر اينطور نباشد اگر تصوير مخدوشي از خود ببافم به زودي زماني خواهد رسيد كه ديگر خودم را نمي شناسم. نمي خواهم خودم را از ياد ببرم. در اين آدرس به خودسانسوري رسيدم و من از نوشتن اين را نمي خواستم. حتي ممكن است خيلي ها رو از دست بدم اما از دست نرفتن خودم مهمتر بود. شايد روزي ديگر جايي ديگر همديگر را يافتيم. اگر دوستيهايمان براي هم باشد حتما هم را خواهيم يافت. دنيا با همه وسعتش جاي كوچكي است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 18:26  توسط بانوي مغازه دار
